کاش اتاقم سقف نداشت و ستارهها هروقت که دلشان میخواست سُر میخوردند و آرام میافتادند رویِ بالشِ ارغوانی رنگم.
آنوقت من توی تختم یک آسمانِ ارغوانی رنگ پرستاره را بغل میکردم و خوابهای شیرین میدیدم.
۲۸ مهر ۴۰۱ - ۰۰:۵۵
کاش اتاقم سقف نداشت و ستارهها هروقت که دلشان میخواست سُر میخوردند و آرام میافتادند رویِ بالشِ ارغوانی رنگم.
آنوقت من توی تختم یک آسمانِ ارغوانی رنگ پرستاره را بغل میکردم و خوابهای شیرین میدیدم.
۲۸ مهر ۴۰۱ - ۰۰:۵۵