دریا موجه کاکا

شب تا صبح همه‌اش در فکر دریا بود؛

دریا موجه کاکا

شب تا صبح همه‌اش در فکر دریا بود؛

سلام خوش آمدید

امروز می شود روز پنجمی که دویدن را شروع کرده‌ام. از حالم اگر بخواهم بنویسم، باید بگویم روحیه‌ام را بدست آورده‌ام. کمتر غر میزنم، تمرکزم بیشتر شده، شبها راحت و بدون فکر میخوابم، استرسی که برای بلاتکلیفی کارِ پَرآو داشتم هم قابل کنترل شده و از همه مهمتر مهربان‌تر شده‌ام :) .
اما باید اعتراف کنم سحرخیزی شش صبح هنوز خیلی سخت است، ولی ساعت که زنگ میخورد خودم را به وعده‌ی نسیمِ خنک صبح و یک خیابان خالی از آدم و دیدنِ پرتوهای نور از لا‌به‌لایِ درختان فریب می‌دهم و از این فریبِ شیرین صبحگاهی بسیار خوشحالم.
وقتی میگویم فریبِ شیرین، به معنای واقعی شیرین است. مثلا همین که کارهایِ خانه را قبل از ساعت یک تمام میکنم و از همان ساعت مغزم آزاد شده و باقی روز را در اختیار خودم هستم،  این شیرین نیست؟ تازه این بیداری شش صبحها با تمامِ سختی‌اش زیرِ زبانم مزه کرده و امروز توی مسیر بازگشت با خودم در مورد بیداری ساعت پنج هم زمزمه‌هایی میکردم. ولی عاقلانه‌اش این است فعلا به همین ساعت شش راضی باشم. 
از درس و کنکور هم فقط همین را بنویسم که هنوز نتوانسته‌ام وسواس مطالعاتی‌ام را کنار بگذارم و این به ضررم شده.

- ۳۰ مرداد ۴۰۱ - ۱۰:۲۳

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی